عشق در تو هم می روید ...
به راستی چرا انسانها از عشق می هراسند ، اگر مردمان می دانستند در عشق چیست و چه چیز هایی نهفته است عبادت هایشان را سرشار از احساس و پاکی می کردند .
تنها در رایحه ی دلنواز عشق ، خدا می ماند و بس ...
بیایید این پیام ساده را به خاطر بسپاریم و با آن زندگی کنیم .
عشق خود زندگی ایست.
و کلام آخر :
قربانی شدن در راه عشق از آن اسماعیل هاست .
عید سعید قربان برهمگان مبارک.
عینک احساس
دوست شبنمی
دوست شبنمی مهربان است مثل بهار، مثل باران.
دوست شبنمی خورشید است مثل طلوع ،طلوع دوباره زندگی ..
بزرگ تا بی نهایت، زیبا تا لطافت و شور انگیز تا کهکشان .
پس ای دوست شبنمی چند روزی آسمان نزدیک است بمان و باش تا اشک عشق را زیر باران آسمان
ابری اینجا نظاره گر باشیم.......
یار دبستانی
روزی که پا به این سرزمین بیگانه گذاردیم همه جا غریبه بود همه جا پر از ابهام و سکوت .
چیزی نگذشت که تک تک اعضای وجودمان با خشت خشت همه دیوارهای بیگانه اینجا گره خورد چیزی
نگذشت که افکار دیروزیمان راجع به هم به چیزی تبدیل شد که خودمان هم باور نمیکردیم که چه زود به
هم دلبسته شویم و چه زود به هم عادت کنیم .
اما چه زود عقربه ها و ثانیه ها جداگر ما بودند و فاصله ها را حکایت گر همه خوبیها کردند .....
آشیانه ای که چه زود با دستان نیلوفری و چشمان شبنمی تک تکمان ساخته شده بود پر از صدای کوچ
شد و بانگ خداحافظی و پر از آهنگ بدرود.
همان آشیانه ی کوچک ، دشتی پر از تنهایی برایمان شد و بعد رفتن و سفر حرمت آسمان و نگاه دریا پر
از حس پایان شد و تصویرها و چهره ها چیزی جز خاطره نشد.
اینک ماییم ویارهای دبستانی دیروز ، ماییم و کوله باری از خاطره ی دیروز با شما
.......و اما ای دوست همکلاسی هر کجا هستی ، هر کجا باشی بدان به یادت هستیم و برایت بهترینها
را می خواهیم.
و در آخر:
ما همه همسفریم همه مان میگذریم از هم ، آنجا که نه من هستم نه اثری از توست عشق میماند و
بس، پس به نام عشق و زندگی هرگز مگو هرگز.
به امید روزهای سپید و شبهای روشن برای همه کسانی که شوق دیدار دوباره سرمستشان میکند
